فوتوهايکوی(۶۵)
ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٥  

مجید آزاد Majid AZAD
شالیزار
عکس:
مجید آزاد

***

همه نوشتارها صرفاْ به ترتیب زمانی آمده‌است!

   

راهش را خواهد يافت؟
دخترک تنها
در ميان بی راههها

پريسا

***

زنی تنها...
 ميان کرت های سبز،
نشای برنج
***
نشاهای برنج،
کرتهای آب گرفته،
زن شالی کار
***
آواز می خواند...
در میان شالی زار،
زن شالی کار
***
باز تاب آسمان،
زنی میان کرت ها...
مزارع برنج

آشنا

***

شاليزار گلی
پاچه بالا میزند آوازخوانان
دختر شاليکار

هانيبال

***

می کارد شالی
بر رگهای خويش
زن شاليکار

شهرام

***

پای برهنه
در ميان گل
در پی نشا

تارا

***

پروانهاي در شاليزار
خط پروازش را
راه ميرود

علي صالحي

***

نشای توم برنج
خسته می گذرد
شاليکار
..........
شلتوکها
جوانه زدند
شاليزار سرسبز
...........
برنجزار
روزی ديگر در فکر وجين
زن روستايی

ماهور

***

شاليزار خيس
مي شمارد چينهاي پيشانيش را
زني ، در آب

الهه

***

کجاست رد پای تو
من سرگشته
و اين همه بيراهه

محتشم

***

ردپاي عرق
زنان آبستن-
برنج را به رنج بايد خورد.

طناز

***

خانه خانه شده
 شالیزار
تا تو آسوده قدم برداری
...............
با دستمال سر سفيدت
عرق شاليها را
پاک کن
...........
شاليها
دست بلند کردهاند
برای در آغوش گرفتنت

ا.کمالی

***

گامهای آرام
 بر لبه شاليزار گلآلود
زن تکيده
***
ترس افتادن
ميان گل وآب
زن شاليکار

فاهوس

***

سبزی شاليزار
دست پینه بسته
آب ؛ آیینه عمر رفته

الهه

***

دخترک سرخپوش
شاليهای نو
سبزند چون تو

سارا

***

ميان شاليزار
مي پيچد آوازش
روسري سفيد

مونا

***

عبور کن
از همهی مرزها
دختر شالیزار

سيب سرخ