| فوتوهایکوی (122) |
| ساعت ۸:٥٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٧ |
|
عکاس حجت فاطمی توضیحات: در شهر ما - یونسی - تقریبا برف نمی بارد و اگر ببارد هم چند
|
|
| فوتو هایکوی (121) |
| ساعت ۱٠:٥٤ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٢ |
|
عکس از Moon photography سایه گنجشککان بر ماتی ِ پنجره عصر پاییزی!
نویسنده: کاوازو []
روی قاب پنجره جایی برای نشستن یافته اند پرندگان ِ صبح گاهی
نویسنده: مری مسیحا []
بیرون پنجره به انتظار چه نشسته اند پرنده های کوچک ؟
نویسنده:سین.میم []
باد به غبغب انداخته اند کفترکان مغرور سرمای زمستانی
نویسنده: 000 []
از سایه خویش در هراسند گنجشککان این روزنه
نویسنده: مه مطهر []
آواز میخواند با صدای گنجشک- دو- ر -می- فا
نویسنده: من یک مادرم []
پشت پنجره مینشیند- گنجشک گرسنه
نویسنده: من یک مادرم []
دم به شیشه ی مات می کوبند بلبلکان سیاه چَه چَه چَه
نویسنده: تکرار [ [
از پنجره پرید و سایه شد ...
نویسنده: شکوفایی(مینا) []
کم سو می شوند چشمانم _ پرندگان نمی دانند.
نویسنده: آینا []
پشت به همخانه رو به سایه ی همسایه به وهم هم-پروازی
نویسنده: نغمه []
سایه ی ز خوابهات را روی آفتاب پنجره گنجشککان مغموم آویخته اند.
نویسنده: سارا []
تو روی از من نگردان که حتی زلال شیشه تو را از من دور کرده است
نویسنده: حمید []
همه می بینند پرنده های مه گرفته را, شیشه را نمی بینند
نویسنده: armand []
یک رنگ شده گنجشکک اشی مشی سیاه کلاغی
نویسنده: مه مطهر []
کودکی سایه بازی کرد گنجشکش انگاشتم
نویسنده: مه مطهر []
دست مریزاد آشپز کفتر های بریان را سوزانده ای!؟
نویسنده: مه مطهر []
مورس می زنند بغ بغو کنان سایه بخوان خط سفید بخوان نقطه
نویسنده: مه مطهر []
سکوتی آرام لبخندی دلنشین عشقی همیشگی
نویسنده: به یاب ]]
غریبی میکند با پسر همسایه- سنگ مفت،گنجشک مفت
نویسنده: من یک مادرم []
در راه است ظرف غذا- گربه ی همسایه
نویسنده: من یک مادرم []
دوباره پرواز میکند در اسمان- پرنده
نویسنده: من یک مادرم []
پشت پنجره ای ، مات : کاش ! پرنده کیش بودمی
نویسنده: فرزاد []
پنجره ، مات و من مبهوت و پرنده ها آزاد
نویسنده: فرزاد []
پرنده ها چه آزاد و من در قفسی مات
نویسنده: فرزاد []
پنجره از کیش تو مات است پرنده آزاد
نویسنده: فرزاد []
سایه ها مبهوتند تا زمانی که درخت فکر پاییز است
سایه ها در بهت تا زمانی که درخت فکر پاییز است
نویسنده: هادی []
پشت شیشه ی دلم های هوی گنجشکها سکوت تنهایی اتاق
نویسنده: الهام کیانپور []
چهار سایه ی محو چه کسی میداند کدام است پاییز؟
یا
(اشاره ای به چهار استاد هایکو ی ژاپن)
چهار گنجشک ناتمام پاره چوبی تسخیر شده باشو ، بوسون ، شیکی و ایسا
نویسنده: علی امیری []
کبوتر اشک های شیشه بخارگرفته هم می دانند مژده وصل داری یا خبر فصل دلا کبودتر، کبودتر...
نویسنده: غزل خونه []
جدال رفتن یا نرفتن گربه ی گرسنه به پشت شیشه بخار گرفته یا گرمای شومینه و یا چهار پرنده
نویسنده: کلاسور []
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : هایکو نوشته ی 3 بخشی دارای 17 هجا ست. و دارای دو منظره توامان .چیزی فراتر از فرم ادبی است. راه و وسیله ای است برای دیدن و درک دنیای پیرامون. هر هایکو لحظه ای را در خود تسخیر می کند. لحظه ای عادی ، که آوازش تا به دورها شنیدنی ست. و وقتی که این لحظه ، یک دم انسان را به بودنش به باور می رساند تا با خود بگوید :"خیلی آشناست . . . این را من نیز دیده ام ، شنیده ام و . . . " رضا اعرابی http://www.walnut.blogfa.com/post-33.aspx پروفایل مدیر : تیم فوتوهایکو |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|
| فید منتخب من |
|
|














