فوتوهایکوی (122)
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٧  

عکاس حجت فاطمی

توضیحات: در شهر ما - یونسی - تقریبا برف نمی بارد و اگر ببارد هم چند
ساعت نکشیده آب و تمام می شود. اما زمستان دو سال پیش برفی عجیب بارید که
یک ماه هم آب نشد و بر زمین نشسته بود. این برف و سرمای عجیب همه
درختان را خشک کرد. این پرنده هم که پرنده ای مهاجر است و نامش نمی دانم
چیست در بین راه مهاجرت، در این برف گیر کرد و سرانجام هم مرد.

 

 

 


 
فوتو هایکوی (121)
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٢  

عکس از Moon photography

سایه گنجشککان

بر ماتی ِ پنجره

عصر پاییزی!

 

 نویسنده: کاوازو

[] 

 

روی قاب پنجره

جایی برای نشستن یافته اند

پرندگان ِ صبح گاهی

 

نویسنده: مری مسیحا  

[] 

 

بیرون پنجره

به انتظار چه نشسته اند

پرنده های کوچک ؟

 

 نویسنده:سین.میم

 [] 

 

باد به غبغب انداخته اند

کفترکان مغرور

سرمای زمستانی

 

 نویسنده: 000 

[] 

 

از سایه خویش

 در هراسند

گنجشککان این روزنه

 

نویسنده: مه مطهر

 []

 

آواز میخواند

با صدای گنجشک-

دو- ر -می- فا

 

نویسنده: من یک مادرم

[] 

 

پشت پنجره

مینشیند-

گنجشک گرسنه

 

نویسنده: من یک مادرم

[] 

 

دم به شیشه ی مات می کوبند

بلبلکان سیاه

چَه چَه چَه

 

 نویسنده: تکرار

 [ [ 

 

از پنجره پرید و سایه شد ...

 

نویسنده: شکوفایی(مینا)

 [] 

 

کم سو می شوند

چشمانم _

پرندگان نمی دانند.

 

نویسنده: آینا

[] 

 

پشت به همخانه

رو به سایه ی همسایه

به وهم هم-پروازی

 

نویسنده: نغمه

[] 

 

سایه ی ز خوابهات را

روی آفتاب پنجره

گنجشککان مغموم

آویخته اند.

 

 نویسنده: سارا

 [] 

 

تو روی از من نگردان

که حتی زلال شیشه

تو را از من دور کرده است

 

نویسنده: حمید

[] 

 

همه می بینند

پرنده های مه گرفته را,

شیشه را نمی بینند

 

 نویسنده: armand 

[] 

 

یک رنگ شده

گنجشکک اشی مشی

سیاه کلاغی

 

نویسنده: مه مطهر

 [] 

 

کودکی سایه بازی کرد

گنجشکش انگاشتم

 

نویسنده: مه مطهر

 [] 

 

دست مریزاد آشپز

کفتر های بریان را سوزانده ای!؟

 

نویسنده: مه مطهر

 [] 

 

مورس می زنند 

بغ بغو کنان

سایه بخوان خط

سفید بخوان نقطه

 

نویسنده: مه مطهر

 [] 

 

سکوتی آرام

لبخندی دلنشین

عشقی همیشگی

 

نویسنده: به یاب

]] 

 

غریبی میکند

با پسر همسایه-

سنگ مفت،گنجشک مفت

 

نویسنده: من یک مادرم

[] 

 

در راه است

ظرف غذا-

گربه ی همسایه

 

نویسنده: من یک مادرم

[] 

 

دوباره پرواز میکند

در اسمان-

پرنده

 

نویسنده: من یک مادرم

[] 

 

پشت پنجره ای ، مات :

کاش !

پرنده کیش بودمی

 

نویسنده: فرزاد 

[] 

 

پنجره ، مات و

من مبهوت و

پرنده ها آزاد

 

 نویسنده: فرزاد

[] 

 

پرنده ها

چه آزاد و من

در قفسی مات

 

نویسنده: فرزاد 

[] 

 

پنجره

از کیش تو مات است

پرنده آزاد

 

 نویسنده: فرزاد 

[] 

 

سایه ها مبهوتند

تا زمانی که درخت

فکر پاییز است

 

سایه ها در بهت

تا زمانی که درخت

فکر پاییز است

 

نویسنده: هادی

[] 

 

پشت شیشه ی دلم

های هوی گنجشکها

سکوت تنهایی اتاق

 

 نویسنده: الهام کیانپور

[] 

 

چهار سایه ی محو

چه کسی میداند

کدام است پاییز؟

 

یا

 

(اشاره ای به چهار استاد هایکو ی ژاپن)

 

چهار گنجشک ناتمام

پاره چوبی تسخیر شده

باشو ، بوسون ، شیکی و ایسا

 

نویسنده: علی امیری

[] 

 

کبوتر

اشک های شیشه بخارگرفته هم می دانند

مژده وصل داری یا خبر فصل

دلا کبودتر، کبودتر...

 

 نویسنده: غزل خونه

[] 

 

جدال رفتن یا نرفتن گربه ی گرسنه

به پشت شیشه بخار گرفته

یا گرمای شومینه و یا چهار پرنده

 

نویسنده: کلاسور

  []